تبليغاتX
عاشق تنها - گل... خار...قلب...دوستت دارم
عاشق تنها

عشق

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: BLOGSKIN

گل... خار...قلب...دوستت دارم

یکشنبه سیزدهم اسفند 1385-21:59 -امین

در فکر بودم که بیارم چه بفرستم

ناگهان گل گفت مرا بفرست تا مظر زیبایی او باشم

گفتم نه .گفت چرا؟ گفتم که یارم از گل ها زیباتر است

ناگهان خار گفت مرا بفرست تا خار ی به چشم دشمنان او باشم

گفتم نه .گفت چرا؟ گفتم یارم ان قدر مهربان است که دشمن ندارد

ناگهان قلبم گفت مرا بفرست تا از صمیم قلب به او بگویم

دوستت دارم

دو خط موازی و...زندگی

سر کلاس ریاضی بودم که دبیر دو خط موازی کشید.

خط پایینی نگاهی به خط بالایی کرد وعاشق شد.

در همین هنگام بود که دبیر بلند گفت: دو خط موازی هرگز

به یکدیگر نمی رسند   ووو   یک روز ...اومد وبه من گفت:

منو بیش تر دوست داری یا زندگی تو گفتم زندگیمو  .

گریه کرد ورفت ودیگه ندیدمش ولی اون هنوز نمی دونست

که خودش تمام زندگیمه...؟

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به shiraz boy میباشد.